X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
♥دنیـــــآی دخـــتـــــرونــه من♥
link
daily
categ
design



شنبه 19 دی 1394 - 15:45

موضوع انشا:آسمان
برچسب‌ها: اسمان، انشا، موضوع انشا، دنیای دخترونه من
- نظرات (1)

         اسمان بزرگترین لامپ درونش را رو شن می کنو تاریکی را از بین می برد.

ابرهای پشمکی اش را با سلیقه درست می کند و مانند گلدوزیِ روی لباس انها را به خود میدوزد.طلوع خورشید اغاز زندگی دوباره است.

امروز اسمان مثل روز های دیگر افتابی نیست!ابرهای پشمکی سفیدش،رنگ عوض کرده اند و جلوی خورشید را گرفته اند.

وقتی که خورشید و ابرها باهم دعوامی کنند، صدای رعدو برق اسمان را فرا میگیرد.آ سمان گریه می کند.گریه ای که نام باران به خود 

گرفته است... اما گریه ی اسمان دردی را دوا نمی کند.بعضی اوقات دعواهای اسمانی به یک هفته و یک ماه نیز میرسد.

دعواهایی که معمولا از فصل پاییز تا اوایل بهار ادامه دارد.

واین اسمان است که در این مدت می گرید.

وقتی اسمان از دست بعضی ابرهای پشمکی ناراحت میشود؛می گوید تمام ابرها جلوی خورشید را بگیرند تامجازات ابرها را نبیند.

بعد ابرهای پشمکی بدش را تیکه تیکه می کندوگلوله گلوله به طرف زمین می فرستد.گلوله هایی که با نام برف فرود می ایند.

وقتی که اسمان تمام ابرهایش را به طرف زمین می فرستد،ابرهای اسمان تمام می شودواسمان مجبور است لباس ساده اش را تنش کند.

لباسی ابی رنگ که فقط خورشید در ان خودنمایی می کند.دراین مواقع اسمان افتابی و هموا گرم است.

اسمان در هر ساعت لباسی به تن می کند.لباس هایی رنگی که نشان دهنده خلاقیت آفریننده ان است وچه خلاق است

خالق این جهان رنگ رنگ.




پشتیبانی